اجابت کردی و باز هم من...
عجله کردم و دست روی دست گذاشتم
و باز هم من جا ماندم
ولی حالا....
آمدم که بمانم
باز آمدی مثل همیشه
آمدم که قدر بدانم قدرت را در قدرت
می خواهم نزدیک شوم به تو
مثل نزدیکی این ماه و تو
می خواهم مهمان خوب خانه ی تو باشم
خدایا من پشت درم
آمدم مهمانی
در را باز نمی کنی؟
به قاصدک ها دل نبند
ـآمده اند
تا که بر باد روند
در مسیر نسیم نیت کن:
آن دور دور ها
طوفان
پر از پیغام خواهد شد
نوشته شده توسط بهار در شنبه شانزدهم شهریور 1387 ساعت 21:24 موضوع | لینک ثابت
پس از ستايش پروردگار، بدا نيد كه تقدير هاي الهي چون قطرات باران ازآسمان به سوي انسان ها فرود مي آيد،
و بهره ي هر كسي، كم يا زياد به او مي رسد پس اگر يكي از شما براي برادر خود، برتري در مال و همسر و نيروي
بدني مشاهده كند، مبادا فريب خورد و حسادت كند ؛ زيرا مسلمان (تا زماني كه دست به عمل پستي نزده كه از آشكار شدنش شرمنده باشد و مورد سر زنش مردم پست قرار گيرد)
به مسابقه دهنده اي مي ماند كه دوست دارد در همان آغاز مسابقه پيروز گردد تا سودي به دست آورد و ضرري متوجه او نگردد.
همچنين مسلماني كه از خيانت پاك است انتظار دارد يكي از دو خوبي نصيب او گردد: يا دعوت حق را لبيك
گفته عمر او پايان پذيرد (( كه آنچه در نزد خداست براي او بهتر است ))
و يا خداوند روزي فراوان به او دهد وصا حب همسر و فرزند و ثروت گردد، و هم چنان دين وشخصيت
خود رو نگه دارد همانا ثروت و فر زندان، محصول دنيا و فاني شدني، و عمل صالح زراعت آخرت است
گر چه گاهي خداوند، هر دوي آن را به ملت هايي خواهد بخشيد. از خدا در آنچه اعلام خطر كرده است
برحذر باشيد! از خدا آن گونه بترسيد كه نيازي به عذر خواهي نداشته باشيد! عمل نيك انجام دهيد بدون آنكه
به ريا و خود نمايي مبتلا شويد؛ زيرا هر كس، كاري براي غير خدا انجام دهد ،خدا او را به همان غير واگذارد .
*****************************************************************
نهج البلاغه
نوشته شده توسط بهار در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 20:56 موضوع | لینک ثابت
*****
بزرگي را در وجود خويش مي پنداشت *
افسوس كه كوچك بودنش را نمي ديد *
اعمالي كوچك ونگاهي بزرگ به خويش *
بزرگي نمي كرد و انتظار لبيك داشت *
در مقابل بزرگي خياليش اجابت در خواسته هايشان را داشت *
اما آن بزرگ حقيقي او را هميشه بزرگ مي پنداشت *
بدون نياز به هيچ در خواستي *
****
نوشته شده توسط بهار در سه شنبه ششم آذر 1386 ساعت 20:39 موضوع | لینک ثابت
*السلام و عليك يا علي ابن موسي الرضا*
امشب آسمان جور ديگري است وتمام ستارگان به يك نقطه خيره شده اند
امشب خورشيد هم براي نظاره كردن آن نقطه مقدس به ماه و ستارگان پيوسته است
امشب همه كبو تران دسته دسته به سمت كوي عشق مهاجرت مي كنند تا آن گنبد طلايي را طواف كنند
امشب خورشيدي ديگر طلوع مي كند و زمين را پر از نوري سبز و متبرك مي كند . امشب وژاه ي پرواز معني
پيدا مي كند و امشب بهشت زميني ما گل باران مي شود.
*********************************************
عيد بر عاشقان مبارك
نوشته شده توسط بهار در چهارشنبه سی ام آبان 1386 ساعت 23:13 موضوع | لینک ثابت
*خدايا تو با دوستانت از همه انس گيرنده تري و بر طرف كننده نياز هاي تو كل كنندگاني بر اسرار پنهانشان
آگاه و به آنچه در دل دارند آشنايي و از ديد گاه هاي آنان باخبر و رازشان در نزد تو آشكار و دلهايشان در
حسرت ديدار تو داغدار است اگر تنهايي و غربت به وحشتشان اندازد ياد تو آرامشان مي كند اگر مصيبت ها
بر آنان فرود آيد به تو پناه مي برند و روي به درگاه تو دارند زيرا مي دانند سر رشته ي كار ها به دست
توست و همه ي كارها به دست تو نشات مي گيرد. خدايا اگر براي خواستن در مانده شوم يا راه پرسيدن را
ندانم تو مرا به اصلاح كارم راهنمايي فرما و جانم را به آنچه مايه ي رستگاري من است هدايت كن كه چنين
كاري از راهنمايي هاي تو بدور و از كفايت هاي تو نا شناخته نيست .
خدايا مرا با بخشش خود بپذير و با عدل خويش با من رفتار مكن!*
******************************************************
آمين ![]()
نوشته شده توسط بهار در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 ساعت 23:54 موضوع | لینک ثابت
*((يا من ذكره شرف للذاكرين ويا من شكره فوز للشاكرين))*
*((اي آنكه ياد تو ياد آورانت را بزرگي دهد .و اي آنكه سپاس تو سپاسگذارانت را رستگار كند .))
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
يادش رستگاري ما را رقم مي زند و بزرگي وشكوه را به همراه مي آورد . ومن خوار وذليل شد ن را بر فرجام نيك ترجيح مي دهم . سالهاست كه دلهايمان مرده است وسالهاست كه خلوار ها خاك را با دستان خودمان براي دفنش مي ريزيم . كاش سالهايي هم باشد كه بتوانيم دل مرديمان را با يادش دوباره زنده كنيم و زندگي ببخشيم . و براي طلب فرجام نيك نيايش كنيم و بخواهيم .
.
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
*((خدايا درآن روز كه از رازهاي پنهان بندگانت پرده بر مي داري پيش چشمان همگان پرده از گناهان ما بر نداري تنها تويي كه با هر كس كه تو را بخواند مهر مي ورزي و با هركس كه تو را ندا دهد جواب مي گويي ))*
نوشته شده توسط بهار در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 20:49 موضوع | لینک ثابت
شوق رسيدن به نداشته ها . نداشته هايي كه رسيدن به اون عينه نداري .
تحمل سختي براي رسيدن به چيزهايي كه ارزشي ند اره چقدر مزحكه.
ولي وقتي تو خواب باشي و هاله اي از رويا تمام فكرت را مشغول كنه و
فكر وخيالت دنيايي باشه ديگه به ارزش كارهات فكر نمي كني.ديگه فقط
خودتومي بيني و بس ديگه ارزش و عزت همه چيزخلاصه مي شه توكاري
كه توميخواي انجامش بدي .به قيمت از دست دادن انسانيت . از دست دادن
نفس پاكت . از دست دادن تمام داشته هايي كه يه روزي بهشون افتخارميكردي .
روزي كه چهرت واقعي تر بود .حست قشنگ تر بود دنياي رنگينت كوچكتر بود .و
وجودت پاك تر . برگردوندن همه اينها يه همت مي خواد وتوكل به قيمت از دست
دادن تموم داشته ها . فكر ميكنم بي ارزه كه داشته هاي زمينيتو با داشته هاي
آسموني عوض كني. معامله خوبيه . شما چطور فكر ميكنييد .
*(( ارضيتم بالحيوة ا لدنيا من الاخرة فما متاع الحيوة الدنيا في الاخرة الا قليل ))*
*((آيا به زندگاني دنيا در عوض حيات ابدي آخرت خشنود شديد؟ در صورتي كه زندگي دنيا در برابر آخرت اندكي بيش نيست .))*
سوره ي توبه: آيه ي 38
نوشته شده توسط بهار در شنبه پنجم آبان 1386 ساعت 23:51 موضوع | لینک ثابت
ابوالحسن (ع) فرمودند : *
در بنی اسرائیل عابدی که چهل سال عبادت خدا را کرده بود . روزی یک قربانی آورد ولی قبول نشد.
عابد غمگین شدو نفس خودش را مخاطب نمود وگفت : ای نفس! این گرفتاری ها از توست وتو باعث آن هستی .
هاتفی ندا داد که : مزمت کردن نفس بهتر از عبادت چهل ساله ات است . *
*(( فاما من طغي و ء اثر الحياه الدنيا فان الجحيم هي الماوي و اما من خاف مقام ربه و نهي النفس عن الهوي فان الجنه هي الماوي )) *
هر كس طغيان نمود وزندگي دنيا را برگزيده به راستي كه دوزخ جايگاه اوست ولي هركس از پيشگاه خدا ترسيد واز هوس دوري جست جايش بهشت است . *
سوره ي نازعات : آيات 37-41
نوشته شده توسط بهار در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 22:18 موضوع | لینک ثابت
كودك نجوا كرد خدايا با من حرف بزن
مرغ دريايي آواز خواند كودك نشنيد
سپس كودك فرياد زد خدايا با من حرف بزن
رعد در آسمان پيچيد اما كودك گوش نداد
كودك نگاهي به اطرافش انداخت وگفت
خدايا بگذار ببينمت ستاره اي درخشيد
ولي كودك توجهي نكرد
كودك فرياد زد خدايا به من معجزه اي نشان بده
ويك زندگي متولد شد اما كودك نفهميد
كودك با نااميدي گريست خدايا با من در ارتباط باش
بگذار بدانم اينجايي
بنابر اين خدا پايين آمد وكودك را لمس كرد
ولي كودك پروانه را كنار زد و رفت.
نوشته شده توسط بهار در جمعه بیستم مهر 1386 ساعت 16:8 موضوع | لینک ثابت
به خد اي كعبه كه رستگار شدم . چاه نجوا ودرد دل مردخدا را پذيرفت . نخل هاي كوفه راز
دلش را مرحم بود . ولي هيهات كه كوفيان وجود پر بركت و نگاه پر محبتش را نپذيرفتند . مردي
كه در اوج صلابت در اوج قدرت وتوانايي ميبخشيد مردي كه نگاهش دريا بود دستان پر توانش
يارو ياور يتيمان و بيچارگان بود . مردي كه تن دشمنان را يكه و تنها به لرزه مي انداخت . دنيا
انقدر كوچك بود كه وجود بزرگ و متعالي او ديگر جايي در آن نداشت . بايد مي رفت . فاطمه
(س)و پيامبر (ص) صدايش مي كردند . بيا ...بيا كه اين جماعت قادر به پذيرفتن اين همه
كرامت نيستند بيا علي جان .
نوشته شده توسط بهار در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 ساعت 0:55 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
رحمت يزدان(گلي)
شرح صدر(چليپا)
خاكستر دل(ليلا سادات)
دلنامه
دفترعشق(غوغاي عشق)
محلات(شهر گل ايران زمين)
مطرب عشق
پرنده مهاجر
گل بارون زده ..دختر بابا ( خدا)
كوثر ولايت (فرهنگ فاطمي)
آسمان ابري
كوچه تنهايي (دل نوشته)
حي علي العشق
نواي دل
و باز هم زندگي....
شميم آشنا
ولایت حیدری
دل هزار پاره ام
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
mp3